السيد محمد حسين الطهراني
377
الله شناسى (فارسى)
پس تو در اينجا آنچه دلت مىخواهد بگو ! اگر مىخواهى بگو : دائره حقّ است و جوفش خلق ، و اگر مىخواهى بگو : دائره خلق است و جوفش حقّ ؛ پس وى حقّ است و وى خلق است ، و اگر مىخواهى بگو : امر در انسان منوط به الهام است . بنابراين امر در انسان دورى است ؛ دائر است ميان آنكه مخلوقى باشد كه ذلّ عبوديّت و عجز بر وى خورده باشد ، و ميان آنكه بر صورت خداى رحمن باشد تا بر وى كمال و عِزّ مُهر شده باشد . خداى تعالى مىگويد : و خداوند است فقط كه اوست ولىّ . يعنى انسان كامل را توصيف مىنمايد كه راجع به او فرموده است : آگاه باش ( اى پيامبر ) كه براى اولياى خدا خوف و دهشتى نمىباشد ، و أيضاً ايشان محزون و غمين نخواهند شد . و اين به جهت آنست كه خوف و حزن و أمثال اينها بر خداوند مستحيل است ، چون خداوند تنها موجودى است كه ولىّ و حميد است . ( صاحب ولايت و مورد ستايش است . ) و اوست تنها كسى كه مردگان را زنده مىكند ، و اوست كه بر انجام هر چيزى توانا مىباشد يعنى ولىِّ خدا ( كه انسان كامل است ) اينچنين مىباشد . بر اين اصل و اساس ، انسان كامل حقّ است كه در صورت خلقى متصوّر گشته است ؛ يا خلق است كه به معانى الهيّه متحقّق شده است . بر هر حال و تقدير ، و در هر مقال و تقرير ؛ انسان كامل است كه جامع دو صفت نقص و كمال است . اوست كه در زمينِ وجود و تحقّقش ، به نور خورشيد متعال ساطع گرديده است . بنابراين اوست آسمان و زمين . و اوست طول و عرض ؛ و من راجع به اين مطالب اينطور سرودهام : پادشاهى و فرمانفرمائى در دو جهان اختصاص به من دارد . من در دو